S.J
سینا جنگجودانش آموز
خیلی وقته خبری ازش نیست !
تاریخچه تحصیلی:
91-92
کلاس 301 | چهارم دبیرستان (ریاضی)
90-91
کلاس 205 | سوم دبیرستان (ریاضی)
یادبودی ها:
90-91
دوست من سلام . تصمیم گرفتم توی لین دفتر یادبود ها که یه طورایی همه طبع شعرشون گل کرده یه یادگاری واقعی از خاطراتمون بذارم . از همون اولین جلسه ی سال اول که وقتی یه مرد جوون پاشو گذاشت تو کلاس و هنوز خودشو معرفی نکرده یه نفر اومد و گفت "آقوی نوفرستی ، فکر نمکنی اشتبوی اومدی " که شد اولین سوژه ی خنده ی دسته جمعی هممون با هم .
کلاس آقای نوفرستی رو یادته ، از ماجرای شاپرک گرفته تا اولین تولدی که آقای نوفرستی (به گفته خودشون ) تو زندگیش داشته . از بیست و پنج صدم بیست و پنج صدمایی که آقای امیری کنار هم چید تا نمره ی مستمر شیمی سال اولمون تشکیل بشه . از ببم ببم گفتنای آقای فقیهی تا بی ادعایی آقای عجم پور نسبت به خشت های مجموعه . از جریان فیلم های نیمه کاره میتریکس آقای آرزومندان تا رفقتمون با آقای حیدری و امتحانای 5 نمره ای که هیچکس چاره سازشون نبود . از تشنگی هایی که به خاطر حیای ناشی از اجازه ی دائم آقای شبانکره برای آب خوردن کشیدیم تا توانایی های که ما برای حواله کردن داشتیم و خودمون نمی دونستیم و آقای طالبان بهمون یادآوری کرد .
همه ی اینا گذشت و سال دومی شدیم . رسیدیم به جریان جزوه های آزمایشی و نگاه بکنید های آقای حدیقه . از جریان گلوله ای که ما بالاخره نفهمیدیم که گلوله بود یا لوله یا میله که دائما از دست آقای عظیمی رها میشد تا متهم شدن به شباهت به یک تمساح از طرف آقای سپاسی به خاطره کشیدن خمیازه و محکوم شدن به اخراج از کلاس به خاطر این گناه بزرگ و هزاران گناه کبیره دیگر مثل این . از خنده هامون سر کلاس آقای احسنت به خاطر "زبان سرخ" گرفته تا جمله هایی که هنوزم نفهمیدیم آقای احسنت با اون سرعت چی گفت . از آقای بهمنی که کتاب دینی رو تو دو جلسه قبل از حج و بعد از حجش تموم کرد تا آقای ید ملت که هر سال می خواست از دست ما سر به بیابون بذاره و ذمام کارو بدست جناب چاره بسپاره .
بازم گذشت و گذشت تا سال سومی شدیم . از ماشالله هایی که آقای کارمویی (همون کسی که سال اول آقای نوفرستی رو از کلاس کشید بیرون )نثار آقا مااشالله میکرد تا آموزش تابع با تخته و ماژیک و برازجانی . از جریمه هایی که 100 تا 100 تا از آقای انصاری جو نصیبمون میشد تا دهنامون که دم به دم سر این کلاس بسته میشد . از دبیرایی که دم به دم به آقای همایونی زنگ میزدن تا تدریس افسانه ای شیمی با یه جزوه ی سفید . از امتحانای خیلی ساده آقای حسینی تا معدلای کلاسی این امتحانا که به سختی به 14.5 – 15 میرسید . از جریان شمارش تکواژ سر کلاس آقای منصوری گرفته تا جالب شدن همه چیز سر کلاس آقای زجاجی . از پناه بردن های آقای فرشاد فر به خدا (نعوذبالله) از دست بحثای سر کلاس دینی تا گل کردن طبع فوتبالی آقای صدرایی. از سال اول که سر کلاس آقای مکاری نمره هامون با نمره دفترمون کامل میشد تا سال سوم که جریان مالکیت ایران بر سر سه جزیره (و خارک ) پیش اومد و جزوه های فارسی و طولانی آقای آدیش برای درس زبان .
از بشین سر جات بچه های آقای حجازی تا عادتمون به صدای مداحی آقای جوکار تو صبحای پنجشنبه (قبل از آش !). از شعرهای حافظ و سعدی آقای شفیعی تا آشی که آقای کارگر با فرم امتیازبندی برامون پخت . از رب اشرح لی های آقای ایزدخو تا رفاقت چند ساله ی هممهون با آقای احمد زاده. از جریان سربازی رفتن آقای بزرگی و لنگ شدن کارای پرورشی مدرسه تا همراهی آقای مقدس فرد با آقای بزرگی تو سربازی . از شوخی های روزای آخرمون تو مدرسه با آقای خسروپور تا خداحافظی با درسایی مثل عربی و زبان فارسی (خدا رو شکر) .
همه ی اینا گذشت ، خاطره شد و تجربه
و در آخر این نیز بگذرد ...
اخرین پیام های وی در تالار:
تا به حال پیامی از ایشان ثبت نشده است!