صفحه شخصی معاون
فعالیت ها ، گزارش ها و مطالب آموزنده معاون های ما
توجه: شما هم می توانید با ورود به سیستم و ثبت نظرات خود،باعث دلگرمی ما شوید...
مژگان نیکویی
- متوسطه دوم دخترانه
سه‏ شنبه 1398/02/17 ، ساعت 12:37
زهرا دهقان
تحلیلگرکانون پیشرفت - متوسطه دوم دخترانه
يک شنبه 1397/12/12 ، ساعت 1:35

مورچه‌ها منطق فوق العاده‌ای دارند که می‌تواند برای استراتژیست‌ها الهام بخش باشد.  منطق مورچه‌ای دارای ۴ قسمت است:   -اولین بخش آن این است:  «یک مورچه هرگز تسلیم نمی شود» منطق خوبی است، اگر آنها به سمتی پیش بروند و شما سعی کنید متوقف‌شان کنید به دنبال راه دیگری می‌گردند . بالا می‌روند، پایین می‌روند، دور می‌زنند. آنها به جستجوی خود برای یافتن راه دیگر ادامه می‌دهند. چه منطق قدرتمندی؛ هرگز از جست و جوی راهی که تو را به مقصد مورد نظر می‌رساند دست نکش.  -بخش دوم این است: «مورچه‌ها کل تابستان را زمستانی می‌اندیشند» این نگرش مهمی است. نمی‌توان اینقدر ساده لوح بود که گمان کرد تابستان برای همیشه ماندگار است . پس مورچه‌ها وسط تابستان در حال جمع آوری غذای زمستانشان هستند . آینده نگری اصل مهمی است و باید در تابستان فکر طوفان را هم کرد . باید همچنان که از آفتاب و شن لذت می برید به فکر سنگ و صخره هم باشید.  - سومین بخش از منطق مورچه این است: «مورچه‌ها کل زمستان را مثبت می‌اندیشند» این هم مهم است . در طول زمستان مورچه‌ها به خود یادآور می‌شوند که این دوران زیاد طول نمی‌کشد‌؛ به زودی از اینجا بیرون خواهیم رفت‌. و در اولین روز گرم‌، مورچه‌ها بیرون می‌آیند . اگر دوباره سرد شد آنها برمی‌گردند زیر ، ولی باز در اولین روز گرم بیرون می‌آیند . آنها برای بیرون آمدن نمی‌توانند زیاد منتظر بمانند.  - و اما آخرین بخش: یک مورچه در تابستان چه قدر برای زمستان خود جمع می‌کند؟ «هر چه قدر که در توانش باشد» چه منطق فوق العاده‌ای است این منطق که هر چه قدر در توانایی‌ات است.  یک بار دیگر با هم مرور کنیم: هرگز تسلیم نشو آینده را ببین (زمستانی بیاندیش) مثبت بمان (تابستان را به خاطر بسپار) همه تلاشت را بکن  آیا شما به اندازه یک مورچه منطقی هستید؟ مانند یک مورچه منطقی باشیم و مانند مورچه بزرگ بیندیشیم! 

زهرا دهقان
تحلیلگرکانون پیشرفت - متوسطه دوم دخترانه
يک شنبه 1397/12/12 ، ساعت 0:53

چگونه سقوط ِآموزش و پرورش باعث سقوط ِ یک ملّت می شود؟! - در کشوری که مقام معلم با رهبر آن کشور یکی است و مردم آن کشور فقط دربرابر دو شخصیت تعظیم می کنند: «رهبر و معلم» ؛آن کشور می شود "چین" - درکشوری که هرکس به مقام معلمی نایل می شود به بالاترین نشان ِافتخار آن کشور دست می یابد: آن کشور میشود "انگلستان" - در کشوری که معلم ، حقّ کاری به غیر از معلمی را ندارد: آن کشور می شود "روسیه" - در کشوری که برای معلم، حقوق معینی تعیین نمی شود: آن کشور می شود "ژاپن" - در کشوری که حقوق معلم از پزشک، قاضی ، مهندس و... بیشتر است چون همه این ها در مکتب ِ معلم پزشک ، قاضی، مهندس و... شده اند: آن کشور می شود "آلمان" و اما؛ - درکشوری که مادری حاضر به ازدواج دخترش با یک معلم ِ جوان نمی شود! - در کشوری که دانش آموزان یک مدرسه، ساندویچ بعد ازظهرشان را از دکّه معلمشون خریداری می کنند! - در کشوری که معلمش نهار نخورده سریع خود را برای دادن سرویس به تاکسی تلفنی محله اش معرفی می کند! - در کشوری که یک معلم، سرویس ایاب و ذهاب ِمدرسه دانش آموزان خود می باشد. - در کشوری که بالاترین دغدغه های معلمینش چگونه زیستن آبرومندانه است! در این جامعه است که: مریض، به دست پزشکی که بتواند تقلب کند خواهد مُرد خانه ها به دست مهندسی که موفق به تقلب شده ویران خواهند شد منابع مالی را به دست حسابداری که موفق به تقلب شده از دست خواهیم داد جهل، در سرِ فرزندان که موفق به تقلب شده فرو می رود و این در یک کلام یعنی : سقوط ِآموزش وپرورش = سقوط ملت

محبویه قاسمی
- متوسطه دوم دخترانه
يک شنبه 1397/10/30 ، ساعت 20:43
محبویه قاسمی
- متوسطه دوم دخترانه
شنبه 1397/10/29 ، ساعت 12:22